....
و حالا شده ام آن انسان عادی که هرگز فکر نمی کردم دوستش داشته باشم....
حالا دلم چیزهای اولیه هرم نیازهای بشر را می خواهد...
دلم تمام کلاههای قشنگ.....تمام کتاب های جالب.... ، البته یک خانه زیبای نقلی می خواهد.....
حالا رسیده ام به آنجای هرم که دلم می خواهد مالک باشم...
مالک چیزهایی که در تعریف معاملات امروزه دنیا ارزشمند است.....
دلم مثلا یک خانه توی ملیبو می خواهد...
نه خیلی هم زیاده خواهی نمی کنم....
یک خانه نقلی کوچک حتی در همین تورنتو....
یا نه....
یا نه...فقط اینکه من امروز بدانم که مالکم.....
مالک هر چیزی..خیلی فرقی ندارد....