یک دوست آمریکایی
یک دوست آمریکایی دارم که برایم خیلی عزیز است. با وجود اینکه شایدحتی ده سالی بزرگ تر از من است ، احساس شباهت عجیبی به او می کنم.
خبر گزار سی .ان. ان است و مستند می سازد. یکروز به من گفت که تولدمان یکروز است و این حس خوبی به من داد.
همیشه از پسرهای زندگی اش که حالا مردی شده اند می گوید. می ترسد که کسی مناسبش باشد، پیدا نشود.
اما امشب،
بعد از مدتها حالا که از کسی خوشش آمده، می خواهد که خوشگل نباشد .
می خواهد که مرد او را با آنچه هست بپذیرد.
غالبا شبیه مردها لباس می پوشد.
من به او گفتم که حمام برود و موهایش را دورش بریزد و دامن بپوشد،
و او پذیرفت و وقتی رفت اعتماد به نفسش را از دست داد.
حالا من تنها نشسته ام و سعی می کنم مطالب مربوط به جنگ ایران و عراق را مطالعه کنم.
شگفت آور است!
تاریخ دوباره تکرار می شود.
همان حرفها،
همان سیاست،
و همان همیشگی در تاریخ دنیا...
تکرار می شود.
تا کی ؟
خبر گزار سی .ان. ان است و مستند می سازد. یکروز به من گفت که تولدمان یکروز است و این حس خوبی به من داد.
همیشه از پسرهای زندگی اش که حالا مردی شده اند می گوید. می ترسد که کسی مناسبش باشد، پیدا نشود.
اما امشب،
بعد از مدتها حالا که از کسی خوشش آمده، می خواهد که خوشگل نباشد .
می خواهد که مرد او را با آنچه هست بپذیرد.
غالبا شبیه مردها لباس می پوشد.
من به او گفتم که حمام برود و موهایش را دورش بریزد و دامن بپوشد،
و او پذیرفت و وقتی رفت اعتماد به نفسش را از دست داد.
حالا من تنها نشسته ام و سعی می کنم مطالب مربوط به جنگ ایران و عراق را مطالعه کنم.
شگفت آور است!
تاریخ دوباره تکرار می شود.
همان حرفها،
همان سیاست،
و همان همیشگی در تاریخ دنیا...
تکرار می شود.
تا کی ؟